 |
|
حدیث
|
|
امام جواد (ع) آگاه به ظلم، کمک کننده بر ظلم و راضی به ظلم، هر سه شریکند. مسند الامام الجواد، ص 247
--
|
|
|  |
عطار نیشابوری یکی از سرآمدان شعر و ادب فارسی، عطار نیشابوری است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» و کنیه اش را «ابوحامد» نوشته اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فرید» را که بی گمان مخفف لقب اوست برای تخلص شعری خود برگزیده است. نام پدر عطار ابراهیم است و بعضی به اشتباه، جز این نوشته اند. مادر او هم چنانکه از فحوای کلام عطار بر می آید، زنی اهل معنی و خلوت گزیده بوده است . سال تولد شیخ را که اکثر مورخان 512 یا 513 در «کدکن نیشابور» نگاشته اند، که به دلایلی نادرست است. زیرا اگر شهادت او را در سال 618 و در قتل عام نیشابور به دست مغول درست بدانیم به ناچار باید مدت عمر او را یکصد و شش سال پنداشت که این نظر، با اشعار شیخ که عمر خود را از سی سالگی تا هفتاد و اند سالگی ذکر کرده، سازگار نیست. آخرین سالی را که عطار برای عمر خود ذکر کرده است، «هفتاد و اند» است:
مرگ در آورد پیش، وادی صد ساله راه
عمر تو افکند شست بر سر هفتاد واند
پس بنابراین شیخ بیش از هفتاد سال و کمتر از هشتاد سال عمر داشته است. و اگر بپذیریم عطار در سال 618 به دست مغولان به شهادت رسید، و در آن تاریخ نزدیک به هشتاد سال سن داشته، پس فرض ولادت او در حدود سال 540 به واقع نزدیکتر است.
زندگی عطار :
شیخ عطار داروخانه ای داشته که در آن به کار طبابت می پرداخته است:
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم می نمودند
و در همان ایام، شعر هم می سرود و دو کتاب معروف «مصیبت نامه» و «الهی نامه» را در داروخانه آغاز کرد:
مصیبت نامه کاندوه جهان است
الهی نامه کاسرار عیان است
به داروخانه کردم هر دو آغاز
چه گویم زود رستم زان و این، باز
ظاهراً اشتغال به کار طبابت و اداره کردن داروخانه ای پر رونق که هر روز پانصد شخص در آنجا نبض می نمودند، عطار را از هر کس بی نیاز می کرد:
بحمدا... که در دین بالغم من
به دنیا از همه کس فارغم من
هر آن چیزی که باید بیش از آن هست
چرا یازم به سوی این و آن دست؟
و به همین سبب است که شیخ زبان به مدح شاهان نیالود و قدر و منزلت سخن را نکاست و لطافت شعر خود را به دون همتی تیره نساخت:
لاجرم اکنون سخن با قیمت است
مدح منسوخ است و دقت حکمت است
دل زمنسوخ و زممدوحم گرفت
ظلمت ممدوح در روحم گرفت
تا ابد ممدوح من حکمت بس است
در سر جان من این همت بس است
ورود به حوزه عرفان :
دولتشاه و جامی و دیگر تذکره نویسان، برای ورود شیخ به حوزه عرفان و پیوستن او به حلقه صوفیان، داستانی بافته و ساخته اند که قابل قبول نیست.
دولتشاه می نویسد: «شیخ روزی خواجه وش بر سر دکان نشسته بود و پیش او غلامان چالاک کمر بسته، ناگاه دیوانه ای بلکه در طریقت فرزانه ای به در دکان رسید و تیز تیز در دکان او نگاهی کرد بلکه آب در چشم گردانیده آهی کرد، شیخ درویش را گفت: چه خیره می نگری؟ مصلحت آن است که زود درگذری. دیوانه گفت: ای خواجه من سبکبارم و بجز خرقه هیچ ندارم.
ای خواجه کیسه پر عقاقیر
در وقت رحیل چیست تدبیر؟
من زود از این بازار در می توانم گذشت؛ تو تدبیر اثقال و احمال خود کن! و از روی بصیرت فکری به حال خود کن. گفت: چگونه می گذری؟ گفت: این چنین و خرقه از بر کنده، زیر سر نهاده جان به حق تسلیم کرد. شیخ از سخن مجذوب پر درد گشت و دل او از خشکی بوی مشک گرفت. دنیا بر دل او همچون مزاج کافور سرد شد و دکان را به تاراج داد و از بازار دنیا بیزار شد. بازاری بود، بازاری شد. در بند سودا بود، سودا در بندش کرد. نه که این سودا موجب اطلاق است و مخرب بارنامه و طمطراق.»
و بنابه روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود که: «روزی در دکان عطاری مشغول و مشغوف معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت. وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش کاسه چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دکان بر هم زد و به این طریق درآمد.»
همانگونه که اشاره شد، این سخنان به دلایلی قابل قبول نیست. نخست آنکه شیخ عطار از آغاز عمر و زمان کودکی به سخن صوفیان متمایل بوده است و ایشان را دوست می داشته است و این مطلب از مقدمه تذکره الاولیا حاصل است.
دو دیگر آنکه وی ـ همانگونه که اشاره شد ـ مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه به نظم کشیده و این هر دو منظومه، به اسرار معرفت و رموز طریقت آمیخته است و قطعاً عطار به هنگام سرودن آنها رسوخی در تصوف داشته و گامها در سیر و سلوک عرفانی برداشته است.
مذهب عطار :
چنانکه از ظاهر آثار عطار بر می آید، او بر مذهب اهل سنت بوده است. با این حال نسبت به خاندان اهل بیت خصوصاً مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع) اخلاص و ارادتی توأم با صدق نیت و حسن اعتقاد دارد. و همین اخلاص و ارادت او سبب شده است تا قاضی نورالله شوشتری به اشعار او تمسک جوید و او را در زمزه شیعیان بداند.
عطار را بر هر مذهبی که بدانیم باید او را مردی مخلص و مؤمن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالک و اصل دانست.
آثار عطار :
فهرست دقیقی از آثار عطار در دست نیست. تعداد کتابهایی را که به او نسبت داده اند، از صد جلد متجاوز است. در پر گویی عطار حرفی نیست. خود او هم به این نکته اشاره داد:
ز هر در گفتم و بسیار گفتم
چو زیر چنگ شعری راز گفتم
کسی کو چون منی را عیب جویست
همین گوید که او بسیار گویست
اما انتساب مجموعه ای صد جلدی به او هم چندان درست نمی نماید. خود او در خسرو نامه از مصیبت نامه، الهی نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طیور یا منطق الطیر و خسرو نامه و جواهر نامه و شرح القلب یاد کرده است. و ضمناً به قصاید و غزلیات و قطعات سروده شده خود هم اشاره دارد. بنابراین آثار مسلم عطار را می توان این قرار دانست:
1ـ مصیبت نامه، 2ـ الهی نامه، 3ـ اسرار نامه، 4ـ مختار نامه، 5ـ مقامات طیور، 6ـ خسرو نامه، 7ـ جواهر نامه، 8ـ شرح القلب، 9ـ دیوان قصاید و غزلیات.
و چون کتاب منثور تذکره الاولیا را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ می گردد. با این حال نمی توان همه آثار را یکدست دانست. از این رو منطق الطیر، الهی نامه، مصیبت نامه و اسرار نامه در یک سطح می باشند و گوینده او بی شک عطار است. اما آثاری مانند خسرو نامه، جواهر الذات همچنین اشتر نامه جهت مضمون و هم از لحاظ شیوه بیان، به سخن گوینده الهی نامه و منطق الطیر نمی رسد و در صحت انتساب آنها به عطار جای تأمل است. چنانکه مظهر العجایب، لسان الغیب، کنز الاسرار، مفتاح الفتوح و وصیت نامه، بی شک مدتها بعد از روزگار عطار به وصف آمده اند و آثاری مانند هیلاج نامه، منصور نامه، خیاط نامه، وصلت نامه و بیسر نامه بی گمان مجعول است و نمی توان آنها را در شمار سخن عطار آورد.
عمری به هوس گذاشتی خیز و برو
سر بر که و مه گذاشتی خیز و برو
دانی تو که هر که زار ناچار بمرد
به از من و از همچو تو بسیار بمرد
از مال جهان جز جگری ریشم نیست
اینست و جز این هیچ کم و بیشم نیست
از خویشتن و خلق به جان آمده ام
یک ذره دل خلق و سر خویشم نیست
آنکس که تمام متقی خواهد بود
ایمن بدنش ز احمقی خواهد بود
جز دردم واپسین نگردد روشن
تا خواجه سعید یا شقی خواهد بود
شب نیست که خون از دل غمناک نریخت
روزی نه که آب روی من پاک نریخت
یک شربت آب خوش نخوردم همه عمر
تا باز ز راه دیده بر خاک نریخت
گفتم دل و جان بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یاد مرا
کان من بودم که بی قرارت کردم
منبع : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
|
Re: سایت رسمی ICANN و Drupal
(امتیاز: 0)
توسط Anonymous در تاریخ دوشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۸
|
|
Replica Rolex watches and tag heuer watches, Rolex Watches,Replica Watches Replica Watches,patek philippe patek philippe Watches,audemars piguet audemars piguet,Omega Watches: Omega Watches,replica Cartier Watches Cartier Watches,Breitling Watches Breitling Watches,Chanel Watches: Chanel Watches,armani watches: armani watches,iwc watches iwc watches,mont blanc watches montblanc watches.
|
Re: سایت رسمی ICANN و Drupal
(امتیاز: 0)
توسط Anonymous در تاریخ دوشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۸
|
|
Buy Fake Watches and Replica Watches brands,rolex watches rolex watches, Replica rolex watches, replica rolex: replica rolex,replica rolex: replica breitling watches,replica tag heuer: replica tag heuer,replica cartier watches: replica cartier watches,replica omega watches: replica omega watches,replica panerai watches: replica panerai watches,replica armani watches: replica armani watches,replica audemars piguet: replica audemars piguet,replica bvlgari watches: replica bvlgari watches,replica chanel watches: replica chanel watches
|
Re: سایت رسمی ICANN و Drupal
(امتیاز: 0)
توسط Anonymous در تاریخ چهارشنبه، ۰۲ دی ۱۳۸۸
|
|
Buy fake watches and replica watches brands,rolex watches rolex watches, Replica rolex watches, replica rolex: replica rolex,replica rolex: breitling watches,replica tag heuer: tag heuer,replica cartier watches: replica cartier watches,replica omega watches: replica omega watches,replica panerai watches: replica panerai watches,replica armani watches: replica armani watches,replica audemars piguet: replica audemars piguet,replica bvlgari watches: replica bvlgari watches,replica chanel watches: replica chanel watches
|
|  |
|  |